العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

117

شرح كشف المراد ( فارسى )

از آن در ذهن ما منتقش شود و ذهن ما با تأثر از آن عالم شود ولى علم خداوند علم فعلى است يعنى علمى كه معلوم آفرين است و چنين علمى قبل از خلقت اشياء بوده و تمام اين تغييرات همه در تحت پوشش حقند و قبل و بعد آن را تا بىنهايت مىداند و بقول قرآن در سورهء ملك : أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ، و بقول خود فلاسفه : علم به علت مستلزم علم به معلول است و موجودات با همه تغيرات معلول خدا هستند پس معلوم او نيز هستند در خاتمه توجه خوانندهء عزيز را به سخنى از رئيس المتالهين جناب ملا صدرا در مقدمهء اسفار جزء اوّل از سفر ثالث يعنى جلد ششم ص 5 جلب مىكنم ايشان در مقام رفع اتهام از حكماء مىفرمايند : و ما اشتهر منهم « فلاسفه » من القول بقدم العالم و نفى القدرة عن البارى و عدم العلم منه بالجزئيات و انكار الحشر الجسمانى كل ذلك افتراء عليهم و افك عظيم . دليل چهارم : قوله و يمكن اجتماع الوجوب و الامكان : گروهى بر آنند كه خداوند متعال به حوادث آينده قبل از تحقق آنها عالم نيست و پس از آن عالم مىشود . توضيح : حوادث نظير افعال اختياريه ما از اطاعت و عصيان و عدل و ظلم و . . . حال اگر قبل از تحقق آن خداى عالم به آنها باشد از دو حال خارج نيست يا اينست كه چون خدا عالم است آن امر حادث حتما بايد موجود باشد در اين صورت لازم مىآيد علم خدا سبب جبر شود و يا آن امر موجود نخواهد شد پس لازم مىآيد علم خدا جهل شود و هر دو لازم باطل است پس ملزوم هم باطل است .